خرید بک لینک

ای خردمند، بی خبر از حال هم بودن، چه سود بر مزار مردگان خویش، ناله و مویه چه سود

زنده را باید به فریادش رسید، تا زنده است ورنه بر سنگ مزارش گل گذاشتن ها چه سود

یادی  کنیم از رفتگان

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر نقش مزارش سرچ کردن ها چه سود

زنده را در زندگی باید به درد او رسید ورنه مشکی، از برای مرده پوشیدن چه سود

از برای سالمندان یک گل خوشبو ببر تاج گل ها در کنار هم دیگر چیدن چه سود

گر نکردی یاد من تا زنده ام سنگ مرمر روی قبر من تو را تزئین چه سود

در جوانی بارها قلبم شکستی و برفت کاسه چینی حلوا، بر مزار من چه سود

بارها خون جگر دادی مرا ای فرزند بعد مرگم ذبح گوسفند از برای من چه سود

سالها قهرت، مرا عذری به درگاه خداست ورنه زود هنگام سلام، بر سنگ قبر من چه سود

از برای همسرت روحم و آزردی پسر با دگر ، مهر آمدن بر سنگ قبر من چه سود

روح خسته تاب نالیدن ندارد این همه لطف ایزد بود برفتم لیک، زاری و مویه چه سود

بارها اشک درونم ریختی و درکی نبرد یاد مادر بعد آن آشوب و رنجش ها چه سود

برچسب: نویسنده: رضا ایمانی تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 10:55

صفحه بندی